آسیانیوز ایران؛ سرویس
سیاسی:

دکتر پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
در شرایطی که تنشهای ایران و آمریکا به اوج خود رسیده، نامه اخیر دونالد ترامپ به تهران و واکنشهای دو طرف، نشاندهنده تحولی جدید در روابط پرتنش این دو کشور است. آیا این بار دیپلماسی جایگزین رویارویی نظامی خواهد شد؟ با وجود مواضع سختگیرانه ایران درباره مذاکره مستقیم تحت فشار، به نظر میرسد کانالهای غیرمستقیم از طریق کشورهای واسطه مانند امارات در حال فعالشدن هستند. اما سؤال اصلی اینجاست: آیا این تعاملات به کاهش تنشها منجر میشود یا تنها فصلی جدید از تقابل را رقم خواهد زد؟آغاز مذاکرات بین ایران
و ایالات متحده ممکن است قریبالوقوع باشد. این تحول پس از آن رخ میدهد که دونالد
ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اخیراً نامهای به ایران ارسال کرده است؛ نامهای که
انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک امارات، در تاریخ ۱۲ مارس آن را تحویل
داده است. یک منبع سیاسی بلندپایه در تهران که نخواست نامش فاش شود، تأکید کرد که
ایران هنوز به درخواست احتمالی امارات برای تسهیل تعامل پاسخ نداده است. این منبع گفت: «ما هنوز تصمیمی نگرفتهایم. همهچیز
بستگی به این دارد که چه زمانی پاسخ نامه ترامپ آماده شود.»
در توضیح چگونگی
انجام مذاکرات دیپلماتیک از طریق واسطههای عربی، یک منبع سیاسی بلندپایه دیگر در
ایران، مدعی شد که این روند به پیچیدگیای که بسیاری تصور میکنند، نیست. وی توضیح
داد که در یکی از پایتختهای منطقه، «همه ما [مقامات ایرانی و آمریکایی]در یک
مجموعه حضور داشتیم و میزبانان ما در جریان مذاکرات بین اتاقها رفتوآمد میکردند
تا مواضع را منتقل کنند.» در حال حاضر مشخص نیست
که درخواست میزبانی امارات از سوی ابوظبی مطرح شده یا از سوی دولت دونالد ترامپ.
بااینحال، عبدالخالق عبدالله، دانشمند برجسته علوم سیاسی اماراتی، اظهار داشته
است که این ایده در ابتدا در ارتباط با نامه اخیر ترامپ به ایران مطرح شده است.
ویتکاف، نماینده ویژه
ترامپ درامور خاورمیانه: هدف ترامپ برقراری ارتباط با ایران استما به ایران سیگنال
می فرستیم که بیایید بنشینیم و ببینیم آیا می توانیم از طریق دیپلماسی به هدف برسیم.
ویتکاف، نماینده ترامپ درامور خاورمیانه با بیان اینکه پیام ما به ایران این است
که با هم بنشینیم مذاکره کنیم و ببینیم آیا میتوانیم از طریق دیپلماسی به نتیجهی
مطلوب برسیم افزود: هدف ترامپ برقراری ارتباط با ایران است و ما نیازی نداریم که
همه چیز را از طریق نظامی حل کنیم. وی با
بیان اینکه پیام ما به ایران این است که با هم بنشینیم مذاکره کنیم و ببینیم آیا میتوانیم
از طریق دیپلماسی به نتیجهی مطلوب برسیم، افزود: هدف ترامپ برقراری ارتباط با ایران
است و ما نیازی نداریم که همه چیز را از طریق نظامی حل کنیم. در شرایط خاصی اگر
مجبور شویم، از نیروی نظامی علیه ایران استفاده خواهیم کرد. او خاطر نشان کرد: ما
به حماس و ایران سیگنال می فرستیم که بیایید بنشینیم و ببینیم آیا می توانیم از طریق
دیپلماسی به هدف برسیم. نماینده ویژه ترامپ افزود: آمادهایم تا با ایران از طریق
دیپلماسی به هدف خود برسیم و اگر نتوانیم، جایگزین آن گزینه خوبی نیست. نمیتوانیم
اجازه دهیم ایران در مسیر دستیابی به زرادخانه هستهای پیشرفت کند، این غیرممکن
است و اتفاق نخواهد افتاد.
ظاهرا «مسیری تازه»
در رابطه ایران و آمریکا آغاز شده؛
آنچه دو طرف نشان میدهند،
حکایت از رویکردی جدید دارد؛
حمید ابوطالبی،
معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور در دوره روحانی در واکنش به اظهارات ویتکاف، نماینده
ترامپ در امور خاورمیانه گفت: ظاهرا «مسیری تازه» در رابطه ایران و آمریکا آغاز
شده است. وی در مطلبی با عنوان «ایران و آمریکا، امید به مسیری تازه» نوشت: "سال ۱۴۰۴”، سالی «ویژه، سخت،
و پیچیده» است؛ با این وجود، سالی است که ظاهرا با «مسیری تازه» در رابطه ایران
و آمریکا آغاز شده است. زیرا آنچه دو طرف نشان میدهند، حکایت از رویکردی جدید
دارد؛ رویکردِ مذاکره و گفتگو و حل اختلافات، و امید به درانداختنِ مسیری تازه.
اگرچه نمادها و نمودهای تبلیغاتیِ ایران و آمریکا کاملا متفاوت است؛ و “ضرورت
دارد” طرفین، با آگاهیِ کامل از این تفاوت، آن را به رسمیت شناخته، و به محتوای پیامهای
پنهانِ یکدیگر نگریسته و عمقِ سخنان غیرآشکار را در نظر بگیرند. چراکه راهِ ایران
برای صلح و تعامل با آمریکا، به جهتِ افراطگریها و تندرویهای داخلی، باید «نمادی
جنگجویانه و نمودی خصومتورزانه» داشته باشد؛ و راهِ آمریکا برای صلح و تعامل با
ایران، به دلیل ضرورتِ رفع اختلافات و مشکلات و حساسیتهای داخلی ایران، باید
«نمادی احترامآمیز و نمودی صلحمحور» به خود بگیرد. در راستای این مسیر تازه است
که در آغازِ سال جدید و بدون هیچ سابقهای، وزیر خارجه ایران در اقدامی ویژه در
نوروز، در تلویزیون حاضر شده، نامه ترامپ را از منظر ایران تفسیر نموده، و اعلام
رسمی مینماید که به آن نامه - علاوه بر دیگر پیغامهای ارسالی - پاسخ داده خواهد
شد. یکی دو روز بعد هم نماینده ویژه ترامپ، از برقراری تماسها و دریافتِ پیامهای
طرف ایرانی پرده برداشته؛ و پیغامی در راستای تکریم ایرانیان و احترام و اعتماد
آمریکا به مردم ایران و ضرورت صلح و همکاری و تعاملات پیشرفته دو کشور در آینده و… ارسال مینماید.
ساختار پیغام دولایهی
ایران
ما برای جنگ آمادهایم،
ولی دنبال جنگ نیستیم، ما زیر فشار و تهدیدْ مذاکره مستقیم نمیکنیم، نامه رییس
جمهور آمریکا بیشتر جنبه تهدید دارد اما فرصتهایی هم وجود دارد، مذاکره مستقیم نمیکنیم
ولی غیرمستقیم گفتگو و تعامل میکنیم، بسیاری از تصورات آمریکا در مورد منطقه درست
نیست و ارتباطی با ایران ندارد، برنامه هستهای ایران صلحآمیز است و ما حاضریم
برای اثبات آن همکاری و تعامل کنیم و...
ساختار پیغام دولایهی
آمریکا
ایرانیها از طرق
مختلف با ما تماس داشته و پیغام ارسال کردهاند،… ما با احترام و اعتماد
میخواهیم با ایرانیها رابطه داشته باشیم، مایلیم از طریق دیالوگ و گفتگو مسایل
را حل کنیم، صلح با ایران روش رییس جمهور ما ترامپ است، ما دنبال جنگ نیستیم اگرچه
قدرت آن را داریم، ما میخواهیم همه چیز را با صلح و گفتگو حل کنیم و این ممکن
است، میخواهیم تصوراتِ رایج غلط میان خود را بر طرف کنیم، و... این ساختارها،
دارای دو تصویرِ دولایهی تبلیغاتیِ متفاوت، اما یک مفهوم ثابت و روشن برای رسیدن
به هدف هستند؛ از این رو آنچه اکنون مهم است، تداوم جدّی همین ارتباطاتِ برقرار
شدهی چندجانبه و تماسهای مستمرِّ آشکار و پنهان و ارسال مخفیانه پیغامها و
کاستن از تنش و رفتن به سوی واقعیت «مذاکره جامع مستقیم» است، نه ظواهرِ سخنان و
مصاحبههای تبلیغاتی!
تحلیل تریتا پارسی
مصاحبه ویتکاف نشان
میدهد خط قرمز ترامپ در مورد برنامه هستهای ایران با آنچه مایک والتز، مشاور امنیت
ملی، مطرح کرده، متفاوت است. تریتا پارسی، معاون اندیشکده آمریکایی کوئینسی نوشت:
به نظر میرسد ویتکاف در مصاحبه با تاکر کارلسون اشاره میکند که خط قرمز ترامپ در
مورد برنامه هستهای ایران با آنچه مایک والتز، مشاور امنیت ملی، در مصاحبههایش
مطرح کرده، متفاوت است. والتز تأکید دارد که ترامپ به دنبال برچیدن کامل برنامه
هستهای ایران است – یعنی مدل لیبی. علاوه بر این، والتز خواستار تغییر
روابط ایران با حزبالله و دیگر مسائل مرتبط است، که عملاً به مثابه تسلیم کامل ایران
است.
چنین خواستههایی،
در صورتی که خط قرمز واقعی باشند و نه صرفاً مواضع اولیه در مذاکره، قطعاً به شکست
مذاکرات منجر خواهند شد. اسرائیل دقیقاً به همین دلیل بر این خواستهها تأکید دارد
– زیرا میخواهد
مذاکرات شکست بخورد و ترامپ را به اقدام نظامی وادار کند. جان بولتون و مایک پمپئو
نیز در دولت اول ترامپ همین رویکرد را داشتند. اما ویتکاف میگوید که این مذاکرات
«کمی پیچیدهتر» خواهد بود، زیرا موضوع آن هستهای است و نیاز به تخصص فنی دارد. این
نشان میدهد که ترامپ احتمالاً به دنبال توافقی است که برنامه هستهای ایران را
محدود و تحت بازرسی قرار دهد، نه اینکه آن را بهطور کامل برچیند. البته برچیدن
کامل برنامه نیز تا حدی نیاز به تخصص فنی دارد، اما محدودسازی و نظارت بهطور اساسی
وابسته به تخصص فنی و علمی است (همانطور که مذاکرات برجام در مراحل پایانی خود به
یک بحث فنی تبدیل شد تا یک مذاکره صرفاً سیاسی). اگر موضع ترامپ محدودسازی برنامه
هستهای باشد، نه برچیدن کامل آن، و سایر موضوعات (مانند نفوذ منطقهای و برنامه
موشکی ایران) در بهترین حالت موضوعات ثانویه تلقی شوند، آنگاه احتمال دستیابی به یک
توافق، قابل توجه خواهد بود..
عراقچی: ایران تحت
فشار حداکثری وارد مذاکره مستقیم با آمریکا نمیشود؛
زیر امور خارجه مطرح
کرد: سیاست قطعی ما عدم مذاکره مستقیم با آمریکا تحت فشار حداکثری و تهدیدات است.
تا زمانی که تحولی در رویکرد طرف مقابل نسبت به ملت ایران نبینیم سیاست قطعی ما
مشخص است. عراقچی گفت: قطعا جمهوری اسلامی تحت فشار تحریم حداکثری و تهدیدات وارد
مذاکره مستقیم با آمریکا نخواهد شد. سیاست قطعی ما عدم مذاکره مستقیم با آمریکا
تحت فشار حداکثری و تهدیدات است. تا زمانی که تحولی در رویکرد طرف مقابل نسبت به
ملت ایران نبینیم سیاست قطعی ما مشخص است. وی افزود: با سیاستها و اتهاماتی که هر
روز گفته میشود، وارد هیچگونه مذاکره مستقیم نمیشویم، هرچند راه برای مذاکرات غیر
مستقیم باز است و از کانالهای مختلف امکان انجام این کار را داریم.
برای سیاست فشار
حداکثری علیه ایران، ضربالاجل تعیین کنید؛
نشریه قطری العربی
الجدید نوشت: رون درمر وزیر امور راهبردی اسرائیل، امروز ریاست هیئتی اسرائیلی را
بر عهده دارد که برای انجام یک سری نشستهای راهبردی در چارچوب مجمع کمیته مشورتی،
که شامل نهادهای امنیت ملی آمریکا است، به واشنگتن سفر میکند. هدف از این نشستها
بررسی راههای مقابله با برنامه هستهای ایران است. درمر که فرد مورد اعتماد نخستوزیر
رژیم اشغالگر، بنیامین نتانیاهو، محسوب میشود، پیامی را به مقامات ارشد دولت رئیسجمهور
آمریکا، دونالد ترامپ، منتقل خواهد کرد. این پیام تأکید دارد که دورهای که طی آن
دولت آمریکا سیاست "فشار حداکثری" علیه برنامه هستهای ایران را اجرا میکند،
باید دارای ضربالاجل زمانی مشخصی باشد. طبق گزارش روزنامه "یسرائیل هیوم"
در روز دوشنبه، انتظار میرود که این پیام همچنین شامل موضع اسرائیل باشد که بر
اساس آن، در پایان دوره زمانی تعیینشده، باید تصمیمات دیگری درباره این مسئله
اتخاذ شود. بر اساس جزئیات ارائهشده در این روزنامه، هیئتی که درمر ریاست آن را
بر عهده دارد، یک هیئت وزارتی است که با همتایان خود در نهادهای امنیت ملی آمریکا
مجموعهای از بحثهای "بسیار مهم و فوقالعاده محرمانه" را برگزار خواهد
کرد. در حالی که آمریکا بر این باور است که تحمیل تحریمهای شدید اقتصادی علیه ایران،
تا حد فلج کردن اقتصاد آن، ممکن است این کشور را به ارائه برخی امتیازات در زیرساختهای
هستهای خود وادار کند، ترامپ معتقد است که این روش در دوره اول ریاستجمهوری او
"نتایج مؤثری به همراه داشت" و به همین دلیل، قصد دارد به سیاستی که در
دوره نخست خود اتخاذ کرد، بازگردد. از سوی دیگر، این رویکرد مورد رضایت اسرائیل نیست،
زیرا تلآویو تردید دارد که این فشارها باعث امتیازدهی قابلتوجه از سوی ایران
شود. به همین دلیل، اسرائیل از طریق فرستاده خود، درمر، تلاش میکند تا دولت آمریکا
را متقاعد کند که برای این سیاست، یک بازه زمانی تعیین کند و در صورت عدم موفقیت،
به گزینههای دیگر متوسل شود. سفر درمر در بحبوحه هفتههای حساسی انجام میشود که
طی آن واشنگتن تصمیم به اقدام علیه تهران گرفته است. این روند با ارسال نامهای به
ایران آغاز شد و سپس حملات هوایی گستردهای علیه حوثیهای یمن، که آمریکا آنها را
"نمایندگان ایران در منطقه" میداند، انجام شد. این نامه توسط فرستاده
ترامپ به خاورمیانه، استیو ویتکوف، به امارات متحده عربی تحویل داده شد. در ادامه،
رئیسجمهور امارات، محمد بن زاید، مشاور خود، انور قرقاش، را به تهران فرستاد تا
نامه آمریکاییها را به وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، تحویل دهد. با این
حال، تهران پیشنهاد ترامپ را که شامل یک مهلت دوماهه برای آغاز مذاکرات درباره پایان
برنامه هستهای ایران بود، رد کرد. در همین حال، ادعاهایی مطرح شده که ایران
"در آستانه دستیابی به بمب هستهای" است، در حالی که اسرائیل خود دارای
سلاحهای هستهای است، اما هیچگاه مورد بازخواست قرار نگرفته است.
در این میان، ترامپ
تهدید کرد که "بهزودی اتفاقی برای ایران خواهد افتاد" و افزود:
"امیدواریم به جای صحبت درباره گزینههای دیگر، بتوانیم به توافق صلح با ایران
برسیم. ما نمیتوانیم اجازه دهیم ایران به سلاح هستهای دست یابد... ما به لحظات
آخر با ایران رسیدهایم." به دنبال این اظهارات، آمریکا نیروهای دریایی خود
را در دریای سرخ مستقر کرد و ترامپ به جلسه گروه مشورتی راهبردی که به ریاست
مشاورش، مایک فالتس، برگزار شد، دعوت گردید. این گروه شامل اعضای آمریکایی و اسرائیلی
از نهادهای دیپلماتیک، امنیتی و اطلاعاتی دو کشور است. گروه مشورتی مذکور در دوران
ریاستجمهوری باراک اوباما تشکیل شد و وظیفه آن بررسی مسائل مرتبط با پرونده هستهای
ایران بود. اما پس از عملیات "طوفان الاقصی" که توسط حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ انجام شد، رئیسجمهور
سابق، جو بایدن، دستور داد که دستورکار این کمیته گسترش یافته و شامل لبنان و غزه
نیز شود. در همین راستا، نتانیاهو تصمیم گرفت "محرم اسرار" خود، درمر،
را در رأس هیئتی متشکل از مقامات بلندپایه موساد، وزارت خارجه، کمیته انرژی اتمی و
وزارت امنیت به واشنگتن بفرستد تا در نشستهای گروه مشورتی شرکت کند. این انتخاب
تصادفی نبود، زیرا درمر روابط خوبی با ترامپ دارد و با او در تنظیم "توافقات
ابراهیم" همکاری کرده است. در نهایت، نشستهای کمیته مشورتی بهطور اساسی بر
چگونگی برخورد با ایران در صورتی که این کشور هیچ "امتیازی" ندهد،
متمرکز خواهد شد. در این چارچوب، مقامات آمریکایی و اسرائیلی باید نقشه راهی را تعیین
کنند که شامل اقدام نظامی در خاورمیانه علیه کسانی باشد که آنها را "نیابتی
های تهران" میدانند، بهعلاوه تعیین مجموعهای از گامهای مختلف برای مقابله
با برنامه هستهای ایران.
رهبر چین، نفت ایران
را کنار بگذارد، اگر میخواهد پکن تحریم نشود!
روز پنجشنبه، دولت
ترامپ یک پالایشگاه چینی را که حدود ۵۰۰ میلیون دلار نفت ایران خریداری
کرده بود، تحریم کرد. این اقدام، اولین مدرک واقعی است که نشان میدهد تحریمهای
فشار حداکثری در حال بازگشت هستند. شورای سردبیری وال استریت ژورنال نوشت: یک
کارزار تحریمی را با اهدافش قضاوت کنید. دولت بایدن که به ایران اجازه داد صادرات
نفت خود را از ۳۰۰،۰۰۰ بشکه در روز در سال ۲۰۲۰ به ۱.۷ میلیون بشکه در روز
در سال ۲۰۲۴ افزایش دهد، فقط برای نمایش عمومی، شرکتهای صوری را
تحریم کرد، بدون اینکه ضربهای واقعی وارد کند. در مقابل، روز پنجشنبه، دولت ترامپ
یک پالایشگاه چینی را که حدود ۵۰۰ میلیون دلار نفت ایران خریداری
کرده بود، تحریم کرد. این اقدام، اولین مدرک واقعی است که نشان میدهد تحریمهای
فشار حداکثری در حال بازگشت هستند. زیرا مشکل صادرات نفت ایران در واقع مشکل
واردات چین است. حدود ۹۰٪ از صادرات غیرقانونی
نفت ایران به چین میرود که در ازای آن تخفیف قابلتوجهی دریافت میکند. برای قطع
این فروشها، که تأمین مالی تروریسم ایران در خارج از کشور را ممکن میسازد، وظیفه
اصلی این است که محاسبات ریسک چین را تغییر دهیم.
پالایشگاههای کوچک،
معروف به "تیپات"، بخش کلیدی استراتژی چین برای دور زدن تحریمها
هستند. بر خلاف شرکتهای بزرگتر که به اقتصاد جهانی وابستهاند، این پالایشگاههای
کوچک آسیبپذیری کمتری در برابر تحریمها دارند. اما در عین حال، در اقتصاد داخلی
چین روابط گستردهای دارند، و همین نکته است که این اقدام را هشداری به چین تبدیل
میکند. هر نهادی که با یک پالایشگاه تحریمشده ارتباط داشته باشد، از جمله شرکتهای
دولتی تحت حمایت چین، اکنون یک هدف بالقوه برای تحریمهای آمریکا محسوب میشود. چه
کسی سرمایه این پالایشگاه را تأمین میکند؟ چه کسی نفت خام را به تأسیسات آن حمل میکند؟
چه کسی نفت خامی را که این پالایشگاه تصفیه میکند، میخرد؟ چه کسی این معاملات را
پردازش و بیمه میکند؟ هر یک از این اپراتورهای بندری، شرکتهای کشتیرانی، شرکتهای
انرژی، بانکها و شرکتهای بیمه چینی اکنون در معرض خطر قرار دارند. این وضعیت،
اهرم فشار رئیسجمهور ترامپ بر چین را تقویت میکند. آیا شی جینپینگ واقعاً میخواهد
که شرکتهای انرژی و بانکهای چینی تحریم شوند؟ متوقف کردن تجارت با ایران ممکن
است هزینه کمتری داشته باشد. چین تاکنون حاضر بوده است برای دستیابی به نفت ارزان
ایران، خطر تحریمهای درجه دوم و سوم را بپذیرد، اما تحریم مستقیم شرکتهای دولتی
خود از سوی ایالات متحده را بهسختی تحمل میکند.
تحریمهای دوره دوم
ریاستجمهوری ترامپ پیش از این ناوگان مخفی نفتکشهای ایران، پهپادها، قاچاق و حوثیهای
یمن را هدف قرار داده است، اما این اقدام نشان میدهد که ایالات متحده میتواند
نردبان تحریمها را تا پکن بالا ببرد. اگر این مشکلی است که شی جینپینگ میخواهد
از آن اجتناب کند، او میتواند تصمیم تجاری و سیاسی بگیرد و ایران را بهعنوان تأمینکننده
نفت کنار بگذارد. وقتی صادرات نفت ایران سقوط کند، خواهید فهمید که تهران تحت فشار
است.
تحلیل وضعیت فعلی
-
رویکرد دوگانه ایران
-
ایران بهصورت علنی از مذاکره مستقیم تحت فشار خودداری میکند، اما پیامهای دیپلماتیک غیرمستقیم را رد نکرده است. این نشاندهنده تمایل تهران به کاهش تنشها بدون از دست دادن وجهه داخلی است.
-
سخنان مقاماتی مانند عراقچی و تفسیر نامه ترامپ توسط وزیر خارجه ایران، حاکی از آن است که ایران به دنبال یک توافق متقابل است، اما نه به قیمت پذیرش خواستههای یکجانبه آمریکا.
-
سیاست ترامپ: تهدید و مذاکره همزمان
-
ترامپ همچنان از سیاست «فشار حداکثری» استفاده میکند، اما تفاوت این بار، تمایل به مذاکره است.
-
تحلیل تریتا پارسی نشان میدهد که ترامپ ممکن است به دنبال محدودسازی برنامه هستهای ایران باشد، نه حذف کامل آن (برخلاف خواستههای تندروهایی مانند جان بولتون).
-
نقش اسرائیل و امارات
-
اسرائیل به دنبال تعیین ضربالاجل برای فشارهای آمریکاست و میخواهد در صورت عدم نتیجهگیری، گزینه نظامی تقویت شود.
-
امارات به عنوان واسطه عمل میکند، اما انگیزههای ابوظبی بیشتر معطوف به کاهش تنشهای منطقهای و حفظ منافع اقتصادی است.
پیشبینی آینده
-
سناریوی محتمل (60%): توافق محدود هستهای
-
با توجه به تمایل ترامپ به دستاوردی سریع در حوزه دیپلماتیک در ابتدای دور دوم راست جمهوری اش، احتمال توافقی مشابه برجام (اما با شروط سختتر) وجود دارد.
-
ایران ممکن است به بازگشت به تعهدات هستهای در ازای کاهش جزئی تحریمها رضایت دهد.
-
سناریوی بدبینانه (30%): تشدید تنش و درگیری محدود
-
سناریوی خوشبینانه (10%): مذاکرات جامع و کاهش دائم تنش
جمعبندی
روند فعلی نشاندهنده تمایل هر دو طرف به جلوگیری از جنگ است، اما اختلافات عمیق و نقش بازیگران ثالث (مانند اسرائیل) میتواند مسیر را پیچیده کند. احتمالاً در ماههای آینده شاهد مذاکرات پشت پرده و احتمالاً اعلام یک توافق محدود خواهیم بود، اما در صورت شکست این روند، خطر تشدید درگیریها جدی است.